مجموعة مؤلفين

97

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

نمودم ، رفتم تلگراف خانه ، تلگرافى به آقا داداشم كردم كه صد تومان به جهت من بدهد ، ديگر نمىدانم ، مثل رضا قلى خان خواهد داد يا خير نمىدهد ، بعد منزل آمدم . ميرزا مهدى خان كاغذ مىنوشت به جهت طهران ، به من گفت ، بنويسم ، كمرم درد مىكرد ، گفتم ، نمى توانم حالا بنويسم . ناهار خواستيم قورمه سبزى و چلو و آبگوشت و پلو و ماست و خرما داشتيم ، صرف شد . بعد خوابيديم ، دو ساعت به غروب مانده ، بيدار شدم ، وضو گرفتم ، آقا سيد على و آقا سيد محمد و آقا سيد احمد هم آمدند چاى صرف شد ، قدرى انتظار صالح يهودى را كشيديم ، نيامد . نيم ساعت به غروب مانده ، به حرم حضرت [ 65 ] عباس با آقا سيد احمد رفتم ، نماز خوانده ، زيارت كردم بعد حرم حضرت سيد الشهداء مشرف شدم ، نماز جماعت كردم . كمرم ، دردش شدّت كرد ، « 1 » زيارت مختصرى نمودم به منزل آمدم ، چهار فنجان اسطوقودوس « 2 » خوردم ، قدرى آرام گرفت . كاغذ به جهت طهران نوشتم خيلى به صعوبت ، گفتند ، اگر ننويسم طهرانى ها تشويش مىكنند ، لابداً ، نوشتم ، آقا سيد رضا هم دندان درد دارد خيلى به شدت و كربلا اسماعيل هم دمبل « 3 » پشت گردنش بيرون آمده ، آن هم مثل من و آقا سيد رضا مى نالد . بارى ، شام سبزى پلو داشتيم با آقا سيد احمد صرف شد ، مشغول صحبت مشاراليه بود بعد او رفت ما خوابيديم ولى آقا سيدرضا ، ترياك مشغول است مى كشد و ناله مىكند ، ولى من حرف نمى زنم و درد را مى كشم . [ حواله كردن پول از كرمانشاه ] روز شنبه شانزدهم [ صفر ] : [ در ] كربلا ، يك ساعت به صبح مانده برخاستم وضو گرفته حرم مشرف شدم زيارت كرده نماز صبح را كردم ، به [ حرم ] حضرت عباس رفتم ، مراجعت نمودم ، به منزل آمدم سه فنجان اسطوقودوس خوردم ، سينه و كمرم درد مىكند ، گنه گنه حب « 4 » كردم ، يك نخود خوردم .

--> ( 1 ) . دراصل جمله بدين صورت است : كمرم شدّت كرد ، دردش ( 2 ) . اسطوخودوس . اسطوخودُس به لغت يونانى و بعضى گويند رومى شاه اسپرم رومى است و مسهل فايده مند است و معنى آن به‌عربى موقف الارواح و ممسك الارواح بود ، تقويت دل و تزكيه فكر دهد و به عربى ضَرْم گويند . دهخدا ، ديل واژه . ( 3 ) . دمل ، و آن غده اى است كه در بدن برآيد و از آن جراحت آيد . همان ( 4 ) . حب كردن . خمير داروئى يا جز آن را به صورت حب ، گلوله كردن . همان